0 رای   - 

آب هرگز نمی میرد

کتاب آب هرگز نمی میرد اسلوبی تازه و طرحی نو در تاریخ شفاهی است که با محوریت خاطرات سردار میرزامحمد سلگی و روایت جمعی از رزمندگان گردان حضرت اباالفضل ( ع ) و چهار فرمانده لشکر 32 انصارالحسین به قلم حمید حسام به نگارش درآمده است . این کتاب از جمله کتاب های تحسین شده مقام معظم رهبری است .
موجود
280,000 ریال

ارسال رایگان
ارسال رایگان
سفارشات بیش از 150 هزار تومان
ضمانت اصل بودن
ضمانت اصل بودن
ضمانت اصل بودن تمامی محصولات
7 روز زمانت تعویض
7 روز زمانت تعویض
ضمانت تعویض در صورت معیوب بودن

در بخشی از فصل هفتم با عنوان فاو سلام بر تشنگی می خوانید :

کف دستان سوخته ام را که به خاک زدم و تیمم کنم ، دیدم حاج مهدی ظفری با چند نفر از خاکریز کندند و جلو رفتند . حاج مهدی فرمانده گروهانی صبور و بسیار آرام بود و می دانست که در هر زمان چه کاری را باید انجام بدهد . دائم یک کلاه پشمی سبزرنگ سپاه به سرداشت . به شوخی به او گفتم : حاج مهدی با این کلاه به لبوفروش های تویسرکانی می مانی .

از لب خاکریز نونی آرپی جی به دست جلو رفت تا تانک ها در برد مناسب او قرار گرفتند . دو تانک جلوتر از بقیه بودند . اولین آرپی جی را زد ولی به هدف نخورد . گفتم که کار تمام شد . موشک دوم را شلیک کرد . تانک جلویی ایستاد . تانک از نوع پیشرفته تی 72 بود . حاج مهدی که داشت بر می گشت یک باره لهیب و زبانه آتش از وسط برجک تانک بالا رفت و تانک یک تکه آتش شد . همین اندازه کافی بود که راه بسته شود و بقیه تانک ها عقب گرد کنند اما بچه ها دست بردار نبودند .

علی مصطفوی از نیروهای کادر گردان پای خمپاره شصت میلی متری نشسته بود . ضامن ماسوره ها را یکی یکی می کشید و خمپاره ها را داخل لوله رها می کرد . من دیده بان او شده بودم و گرا می دادم و چپ و راست و جلو و عقب می گفتم تا خمپاره ها روی تانک ها بخورند ، اگر چه به ظاهر خمپاره 60 خراشی هم به زره فولادین تانک تی 72 نمی انداخت .

با شلیک او به وجد آمدم . تانک ها فرار می کردند و سایر دیده بان ها آتش سنگین توپخانه و کاتیوشای خود را رویشان می ریختند . حداقل چهار تانک با آتش کاتیوشا سوخت . با مصطفوی شوخی داشتم و شلیک گلوله های نیم وجبی خمپاره 60 در کنار موشک های سه متری کاتیوشا بهانه ای خوب برای مزاح و شوخی بود . آمدم بگویم تانک با ترقه منفجر نمی شود که دیدم خمپاره دشمن افتاد وسط پایش منفجر شد و پا و لگنش پیچید .

اهل شهرستان لاله جین و ترک زبان بود و به ترکی جمله ای را گفت که آن زمان معنی را به خوبی نفهمیدم ولی در خاطرم ماند . گفت : " یا زهرا بیر کس یوخ دادی میز چاتا ( یا زهرا کسی نیست به داد ما برسد ) . به مصطفوی خیلی علاقه داشتم . تمام وجودم سوخت . نمی توانستم به ناله های او گوش کنم . داشت جان می داد . حاج رضا زرگری او را از خاکریز نونی عقب برد اما قبل از اینکه به عقب منتقل شود به شهادت رسید . او تنها شهید حادثه روز یازدهم نبود . با این روال تا دو سه روز بعد هیچ کس از هشتاد نفر زنده نمی ماند .

بی سیم را روی فرکانس فرماندهی بردم تا بخواهم به هر شکلی که شده تعدادی نیروی جایگزین یا کمک بفرستند که بچه ها داد زدند : عراقیا عراقیا .

در مورد کتاب بیشتر بدانید :

سردار میرزامحمد سلگی فرمانده شهیدانی است که خون قلبشان را نثار حسین کرده اند . او از تبار انصارالحسین است و حاضر نیست سرمایه گمنامی را با هیچ چیزی در این دنیا معاوضه کند . مشکل کار اینجاست که او بیان خاطرات ود را نوعی حدیث نفس مداند و از نظر او باید همچنان مهر سکوت بر لب زد و گمنام ماند و این معامله یعنی عملکرد خود در هشت سال دفاع مقدس را برای فردای خود و قیامت گذاشت .

کتاب آب هرگز نمی میرد اسلوبی تازه و طرحی نو در تاریخ شفاهی است که با محوریت خاطرات سردار میرزامحمد سلگی و روایت جمعی از رزمندگان گردان حضرت اباالفضل ( ع ) و چهار فرمانده لشکر 32 انصارالحسین به قلم حمید حسام به نگارش درآمده است . این کتاب از جمله کتاب های تحسین شده مقام معظم رهبری است .

کتاب حاضر در یازده فصل طی مصاحبه با سردار محمدمیرزا سلگی گردآوری شده است که زندگی این شهید زنده از تولد تا زمان جنگ و رشادت هایشان را شامل می شود و با عنواین کر شیخ علی ممد ، رنگ خدا ، زیر علم عباس ، گردان سقاها ، جنگ آب و آتش ، شب عاشورایی انصارالحسین ، فاو ؛ سلام بر تشنگی ، آب هرگز نمی میرد  ما گردان اباالفضلیم ، با دو پای بریده ، خدا با ما بود فصل بندی شده است و در هر فصل مناسب با موضوع ش تصاویری آورده شده است .

در فصل کر شیخ علی ممد به معرفی میرزامحمد سلگی و نحوه بزرگ شدن او در خانواده ای مذهبی در روستایی از توابع نهاوند و ارادت مردم لر زبان این خطه به حضرت ابوالفضل ( ع ) و شخصیت های عاشورایی می پردازد

قسمتی از فصل دوم ایشان از روستا برای کار نقاشی ساختمان به همراه برادرش به تهران سفر می کنند در بخش هایی از این قسمت به دوران انقلاب و فرهنگ حاکم در پوشش زنان و دختران و فرهنگ غربی نیز اشاره می شود که در شهر فرنگ ، تهران آن زمان حاکم بود و راوی در سال 1354 عازم خدمت سربازی می شود و در سایر فصول نیز به فعالیت ها و مصاحبه های انجام شده و عملیات های آن دوران پرداخته می شود .

در بخش هایی از داستان قسمتی از روایت‌ها با گویش مردم خطه نهاوند به زبان لری و همراه با علامت کسره فتحه ضمه بیان شده است که آقای حمید حسام در بعضی متن ها که زبان برای خواننده نامفهوم است توضیحاتی را در پاورقی آورده است که برای خواننده خوانندن این متون دشوار نباشد همچنین تعدادی از مصاحبه های انجام شده با اعضای خانواده و فرماندهان دوران دفاع مقدس و همرزمان حاج میرزا در پاورقی آمده است که با صحبت ایشان در آن موضوع هماهنگ است .

ویژگی خوب کتاب این است که نگارنده توانسته به خوبی تصویر سازی از شخصیت ها و مکان ها را با توصیفات خود در ذهن خواننده جای دهد .

این کتاب از فرهنگ عاشورایی ، نمادهای عاشورا و وفاداری به ائمه معصومین برگرفته شده که در مصاحبه های این کتاب حدود 50 نفر شرکت داشتند و چینش خاطرات آن بر اساس زمان، عملیات ها و اولویت بندی انجام گرفته است .

سایر مشخصات محصول

وزن : 427
شابک : 9786003310193
مولف : حمید حسام
انتشارات : صریر
تعداد صفحات : 384
موضوع : خاطرات جنگ ایران و عراق خاطرات میرزامحمد سلگی
جلد : شومیز
شماره کتاب شناسی ملی : 3611143
قطع : رقعی
هیچ نظری ارسال نشده

برچسب ها