این مرد پایان ندارد

کتاب این مرد پایان ندارد ، تلاش دارد تنها ذره ای از زندگی جهادی و سیره ولایی سرباز اسلام شهید قاسم سلیمانی را به خواننده یادآوری کند این مجموعه به قلم سید علی بنی لوحی تدوین و در 256 صفحه بصورت مصور همراه با عکس های زیبا از این شهید عزیز طراحی و چاپ گردیده است
موجود
300,000 ریال

ارسال رایگان
ارسال رایگان
سفارشات بیش از 150 هزار تومان
ضمانت اصل بودن
ضمانت اصل بودن
ضمانت اصل بودن تمامی محصولات
7 روز زمانت تعویض
7 روز زمانت تعویض
ضمانت تعویض در صورت معیوب بودن

سید علی بنی لوحی مولف کتاب این مرد پایان ندارد ، از رزمندگان دوران دفاع مقدس است که خود را خادم یاران حضرت روح الله در لشکر امام حسین (ع) می داند و معتقد است بزرگترین خوشبختی زندگی اش این بوده که او را در صحنه جهاد و شهادت راه داده اند هرچند دست خالی و مانده از راه بازگشته است . بعد از دفاع مقدس مدتی رئیس ستاد نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوده و اکنون به فعالیت های فرهنگی مشغول است .

+مهتاب دوکوهه - صفحه 38

اولین بار که او را دیدم در بهمن ماه 1360 بود که ما در پادگان دوکوهه مستقر بودیم و لشکر امام حسین (ع) را برای عملیات مهمه فتح المبین اماده میکردیم . یک روز که در گلف با آقا رحیم و حسن باقری برای هماهنگی کارهای منطقه عملیات جلسه داشتیم به ما گفتن که قرار است از نیروهای بسیجی و پاسدار کرمان یک تیپ تشکیل شود و چون ما مقدار زیادی سلاح و مهمات در عملیات آزادسازی آبادان از محاصره و فتح بستان به دست آورده بودیم موظف شدیم ضمن اینکه چند ساختمان از دوکوهه را در اختیار تیپ در حال تاسیس قرار می دهیم به اندازه سه گردان هم سلاح ، مهمات و تجهیزات به آن ها بدهیم .

همان روز به دوکوهه برگشتیم و اولین دیدار با جوانی خوش سیما ما را به یاد دوستان شهیدمان انداخت که در ماه های اخیر در فراغ آن ها می سوختیم .

حاج قاسم در خاطرات خودش اینگونه به آن روزها اشاره می کند :

محل استقرار اولیه ما دوکوهه بود . در آنجا قبل از اینکه بچه های تیپ محمد رسول الله مستقر شوند بچه های تیپ امام حسین مستقر شده بودند وقتی ما نیروها را به دوکوهه آوردیم هنوز امکانات نداشتیم . آشپزخانه نداشتیم . صلاح و مهمات نداشتیم . تغذیه و تسلیحات ما را تیپ امام حسین تامین میکرد . غذای ما را آن ها می دادند . بعد هم قرار شد تسلیحات ما را هم بدهند بعد خودمان آرام آرام خودکفا شدیم .

+ عملیات تکریت و حمله آمریکایی ها به حاج قاسم صفحه 191

در آزاد سازی تکریت بخاطر اینکه سقوط آن موصل را به خطر می انداخت آمریکایی ها ماشین حاج قاسم را مورد حمله قرار دادند برای همین هم بود که در بیشتر صحنه ها ایشان تلاش می کرد از ماشین و تجم بچه ها دور شود و تنهایی جابجا شود تا خطر از دیگران هم دفع شود.

آمریکایی ها با زدن ماشین فرماندهی عملیات به ما می خواستند بفهمانند که نباید جلوتر بروید ولی حاج قاسم گوشش بدهکار نبود و کار خودش را می کرد تا تکریت را تصرف کردیم . در سوریه و در نزدیکی تنف که مقر آمریکایی ها بود و هنوز هم آنجا هستند زمانی که ما به سمت این جبهه حرکت کردیم تا عملیات را شروع کنیم هواپیماهای آمریکایی به ما حمله کردند که چند تانک و نفربر و یک بولدوزر منهدم شد و شهید هم دادیم ولی حاج قاسم با تغییر موضع سریع سالم ماند . آمریکایی ها برای آنکه در آن منطقه داعش از موقعیت ما مطلع شود فیلم آن را برای داعش ارسال کردند ما ظهر نماز خواندیم و حاج قاسم امام جماعت شد . چند ساعت بعد داعش یک ماشین انتحاری فرستاد برای به شهادت رساندن حاجی ولی ما تغییر مکان داده بودیم و عده ای از رزمندگان شهید شدند . در هر صورت آمریکایی ها سال ها تلاش می کردند حاج قاسم را شهید کنند چون تمام برنامه های آن ها را با شکست رو به رو کرده بود

(روایت سردار اصغر صبوری به عنوان شاهد عینی )

سایر مشخصات محصول

شابک : 9786229960370
مولف : سید علی بنی لوحی
انتشارات : راه بهشت
تعداد صفحات : 256
موضوع : زندگی سردار شهید حاج قاسم سلیمانی
شماره کتاب شناسی ملی : 6068269
قطع : رقعی
هیچ نظری ارسال نشده

برچسب ها