2 رای   - 

پنجره های تشنه

کتاب پنجره های تشنه رونوشت های آقای مهدی قزلی از مسیر انتقال ضریح جدید امام حسین علیه السلام از قم به کربلا است . مهدی قزلی به عنوان راوی داستان به همراه کاروان انتقال ضریح لحظات عاشقانه دیدار مردم با ضریح را در چهارده منزل و در مدت بیست و یک روز برای ما روایت می کند . در انتهای کتاب عکس هایی با نوشته هایی از نویسنده می بینید و می خوانید .
موجود
400,000 ریال
تخفیف 200,000 ریال
200,000 ریال

ارسال رایگان
ارسال رایگان
سفارشات بیش از 150 هزار تومان
ضمانت اصل بودن
ضمانت اصل بودن
ضمانت اصل بودن تمامی محصولات
7 روز زمانت تعویض
7 روز زمانت تعویض
ضمانت تعویض در صورت معیوب بودن

مرحوم حاج محمد دانش آشتیانی یکی از خیرین قمی بود که در سال 1384 از طریق دوستانش در آستان قدس حسینی مطلع گردید که تولیت ، به دلیل فرسودگی ضریح مطهر و تعدی متجاوزان بعثی به آن ، قصد دارد ضریح جدیدی بسازد و جایگزین ضریح فعلی کند .

یک روز پاییزی سال 1391 رضا امیرخانی به من تلفن کرد و گفت آزادگان از قم با او تماس گرفته و از او خواسته با کاروانی که قرار است ضریح امام حسین علیه السلام را ببرد به کربلا همراه بشود برای نوشتن گزارش سفر در قالب یک کتاب .

کارگاه ساخت داخل مدرسه " حضرت فاطمه معصومه " بود که معروف است به مدرسه " معصومیه "

مردی میان سال بود که لبخند بر لب داشت و کنار در اتاقی شیشه ای، که گوشه ای از کارگاه بود ، ایستاده بود . جواب سلامش را دادیم و فهمیدیم او آزادگان است .

عصر یک شنبه بود ، عصر عاشورا . قرار بود کارکنان کارگاه آخرین نماز مغرب و عشا را در کارگاه بخوانند و تریلی حامل ضریح از داخل حیاط مدرسه معصومیه دربیاید و شب جلوی حرم حضرت معصومه سلام الله علیها باشد و از فردای آن روز حرکت آغاز شود .

اعضای گروه مستندساز هنوز خواب بودند که من از مهمان سرا زدم بیرون . در میدان آستانه از دست فروشی چای و کلوچه خریدم و به جای صبحانه زیر باران خوردم . خوش خیالی بود اگر فکر می کردم کسی به فکر صبحانه ما هست .

تریلی کمی حرکت کرد و سی چهل متر جلو رفت . مردم ، زود ، حدادیان و سیستم صوت را رها کردند و رفتند دنبال ضریح .

آزادگان هم نامه ای نشان داد و گفت : " این را با خط کودکانه در بساط ضریح پیدا کردیم همراه گوشواره ای کوچک و بچگانه . "

تا اراک پنج کیلومتر بیشتر نمانده بود ولی دیگر داشتیم در سیل جمعیت جلو می رفتیم .

محو دیدن چهره های هیجان زده مردم بودم که یک دفعه جمع فشرده مرد ها از هم باز شد و پیرزنی خمیده خمیده عصازنان جلو آمد .

یک نفر آمد و گفت : " آیة الله مکارم ... گفته ضریح نماد ارادت ما به امام حسین علیه السلام است . تکریم ضریح مثل تکریم پرچم کشور است . "

یاد حرف آن بنده خدا افتادم که وقتی ازش پرسیدم از اینکه ضریح را می سازید چه حسی دارید ؟ گفته بود : " ما ضریح را نمی سازیم ، ضریح ما را می سازد . "

نزدیک میدان چهارشیر آیت الله جزایری ، نماینده ولی فقیه در استان خوزستان و چند روحانی دیگر به استقبالمان آمدند .

مردم با نوحه های فارسی و عربی در دسته های مختلفی سینه زنی می کردند . رفتم روی سقف ضریح ، از جلو و پشت سر ، انتهای جمعیت دیده نمی شد .

عراقی ها هم مثل ما فیلم برداری می کردند و عکس می گرفتند . آدم های بی کار در محوطه زیاد بودند . دلیل اصلی اش هم این بود که نمی توانستند از ضریح دل بکنند .

همه با هم کمک کردیم و اسکلت های چوبی را کنار دیوار کشیدیم و با طناب مهار کردیم . بچه ها که از کار فارغ شدند ، تازه متوجه شدند کار انتقال ضریح تمام شده و این آخرین دیدارشان با ضریح در این هیئت و هیبت است .

سایر مشخصات محصول

وزن : 373 گرم
شابک : 9786001756504
مولف : مهدی قزلی
انتشارات : سوره مهر
تعداد صفحات : 327
موضوع : زیارتگاه های اسلامی عراق خاطرات مراحل ساخت ضریح جدید امام حسین
شماره کتاب شناسی ملی : 3349092
قطع : رقعی
هیچ نظری ارسال نشده

برچسب ها