برای محصولات بیشتر کلیک کنید.
هیچ محصولی پیدا نشد.

آبنبات دارچینی

کتاب طنز آبنبات دارچینی نوشته مهرداد صدقی که ادامه دو کتاب آبنبات هل دار و آبنبات پسته‌ای است . ماجراهای کتاب بین سال‌های ۷۲ تا ۷۴ می‌گذرد و در این کتاب ، محسن درگیر ماجراهای پیش‌بینی نشده‌ای می‌شود که ناخواسته بر روی زندگی خود و اطرافیانش تاثیر می‌گذارد و همین امر موقعیت‌های طنزآمیزی ایجاد می‌کند .

ادامه مطلب
40,000 تومان
آخرین موجودی
دوست داشتن0
افزودن به فهرست علاقه‌مندی‌ها
محصولات مرتبط
توضیحات

کتاب طنز آبنبات دارچینی نوشته مهرداد صدقی که ادامه دو کتاب آبنبات هل دار و آبنبات پسته‌ای است . ماجراهای کتاب بین سال‌های ۷۲ تا ۷۴ می‌گذرد و در این کتاب ، محسن درگیر ماجراهای پیش‌بینی نشده‌ای می‌شود که ناخواسته بر روی زندگی خود و اطرافیانش تاثیر می‌گذارد و همین امر موقعیت‌های طنزآمیزی ایجاد می‌کند .

کتاب آبنبات دارچینی در 15 فصل به داستان طنز زندگی شخصیت های داستان الخصوص محسن می پردازد .

قسمت طنزی از فصل اول کتاب آبنبات دارچینی را بخوانید :

با اینکه روی براوو برای یک نفر هم جا تنگ بود دایی اصرار داشت ما را برساند . طبق معمول دایی برای اینکه دیرتر به خانه برود داشت ددورترین مسیر را انتخاب می کرد . شاید او هم با اینکه ازدواج کرده بود هنوز در حال و هوای دریای دوران کودکی اش بود . با خودم عهد کردم هر طور شده یا با دریا ازدواج کنم یا اگر نشد سعی نکنم با موتور براوویی که بوقش گیر دارد کسی را بترسانم .

من و دایی روی موتور نشستیم و مثل انواع پیوندهای شیمیایی به هم نزدیک شدیم . اما سعید جا نشد . اول مثل پیوند واندروالسی اما آخر حتی پیوند کوالانسی هم سعید جا نشد . به دایی گفتم : نمیشه نونا ر توی پارچه بپیچیم و روش بشینیم تا جا باز شه ؟ 

دایی گفت : کاچه جان نون برکته ها ... روش بشینیم که نون بربری مشه نون باگت !

هر جور بود فشرده تر از قبل نشستیم و کمی در آرایش فضایی مان تغییر دادیم من دستم دور کمر دایی حلقه کردم و جلوی او نان ها را توی دستم گرفتم . سعید هم دو دستی به من چسبید تا از پشت موتور نیفتد . نصف بدنش روی هوا بود و بر خلاف کارتون ها که طرف نمی داند زیرش خالی شده نمی افتد او با اینکه می دانست روی هیچی نشسته است باز هم نمی افتاد . هیچ یک از فرمول های فیزیک نمی توانستند محاسبه کنند سعید چطور نشسته است . اگر موتور حیوانی زنده بود راحت تر می توانستم توضیح بدهم سعید کجای موتور نشسته است . 

مطمئن بودم هر کس ما را ببیند نیاز ندارد برای خندیدن دنبال این باشد که بگویید : اولین دوچرخه یا موتوری که از روبرو می آید ... فقط کافی بود به دوستش بگوید : اون موتور براووی سه پشته ...

ادامه مطلب
جزئیات محصول

مشخصات

موضوع
داستان های طنز فارسی
مولف
مهرداد صدقی
انتشارات
سوره مهر
تعداد صفحات
396
شابک
9780240328577
وزن
410 گرم
جلد
شومیز
شماره کتاب شناسی ملی
5497644
قطع
رقعی
نظرات
بدون نظر

تنظیمات

اشتراک گذاری

فهرست

یک حساب کاربری رایگان برای ذخیره آیتم‌های محبوب ایجاد کنید.

ورود به سیستم

یک حساب کاربری رایگان برای استفاده از لیست علاقه مندی ها ایجاد کنید.

ورود به سیستم