برای محصولات بیشتر کلیک کنید.
هیچ محصولی پیدا نشد.

اکبر کاراته و چشم آبی

کتاب اکبر کاراته و چشم آبی

داستان طنز دفاع مقدس

است که برای

نوجوانان

کتابی جذاب و هدیه ای زیبا است 

ادامه مطلب
27,000 تومان
Size chart
Women's clothing size
SizeXSSML
Euro 32/34 36 38 40
USA 0/2 4 6 8
Bust(in) 31-32 33 34 36
Bust(cm) 80.5-82.5 84.5 87 92
Waist(in) 24-25 26 27 29
Waist(cm) 62.5-64.5 66.5 69 74
Hips(in) 34-35 36 37 39
Hips(cm) 87.5-89.5 91.5 94 99
How To Measure Your Bust

With your arms relaxed at your sides, measure around the fullest part of your chest.

How To Measure Your Waist

Measure around the narrowest part of your natural waist, generally around the belly button. To ensure a comfortable fit, keep one finger between the measuring tape and your body.

موجود است
دوست داشتن0
اضافه به مقایسه0
افزودن به فهرست علاقه‌مندی‌ها(1)
محصولات مرتبط
توضیحات

کتابی شیرین با موضوع داستان‌های طنز جبهه، از انتشارات مؤسسه سیره روایت شهدا، برای کودکان و نوجوانان، محسن صالحی حاجی‌آبادی نویسندگی این کتاب را بر عهده داشته، کتاب اکبر کاراته و چشم آبی حاکی داستان‌های ارزشی و روایتگر ایثار و ایمان رزمندگان دوران دفاع مقدس می‌باشد. در نقطه نقطه این کتاب عشق مجاهدان راه خدا به اهل بیت سلام الله علیهم و ائمه اطهار مشهود است.

در صفحه ای از کتاب می خوانید :

کنار بخاری دراز کشیده بودم و رفته بودم تو فکر که یک وقت دیدم سر و صدای بچه های آذربایجانی رفت به آسمان .

حاج بابایی گفت : بچه ها جنگ جهانی سوم به پا شد . کله ها زیر پتو تا موشک هایشان به ما اصابت نکرده !

اول دعوایشان لفظی بود . ترکی با هم حرف می زدند . خون چشمایشان را پر کرده بود . یکی از آن ها همان چشم آبی بود .

چند سیب و پرتقال در دامنش داشت و جیغ و داد می کرد .

طرفش هم دست کمی از او نداشت . ما هم کله هایمان مثل مار هندی از زیر پتو آورده بودیم بالا و نگاه می کردیم .

آقای چشم آبی نامردی نکرد و یه پرتقال برداشت و شلیک کرد به طرف مقابلش . پرتقال هم رفت و خورد به چشم طرف و پهن شد روی چشمش .

جیغ طرف رفت به آسمان .

 او هم نامردی نکردی لیوانی چایی را بدون گرا کوبید توی سر چشم آبی .

چند وقتی بود فیلم سینمایی ندیده بودیم . کیف می داد برای یک فیلم پر هیجان . چشم آبی هنوز لیوان نخورده بود توی کله ی گنده ش که از جایش پرید و مثل قوشی که حمله می کند به کبوتری حمله کرد به طرف .

یقه ش را گرفت و بلندش کرد و با مشتی کوبید زیر چانه بخت برگشته اش .

طرف برای تلافی لگدی زد به زیر پاهای چشم آبی . چشم آبی به تلافی لگدی که خورده وبد مشت برد بالا که بکوبد به کله بی گناه طرف  که جاخالی داد .

چشم آب نتوانست خودش را جم و جور کند رفت و افتاد روی یک بیچاره ای که خواب مادربزرگش را می دید . تالاپی افتاد روی آقایی که خواب بود . او هم مثل جن زده ها از خواب پرید و می دوید دور سنگر و می گفت : اینجا کجاست ؟ چه خبره است ؟ کی بود ؟

ادامه مطلب
جزئیات محصول

مشخصات

موضوع
داستان های فارسیداستان جنگ ایران و عراق
مولف
محسن صالحی حاجب آبادی
انتشارات
مطاف عشق
تعداد صفحات
134
شابک
9786009706891
وزن
170 گرم
شماره کتاب شناسی ملی
4597302
نظرات
بدون نظر
برچسب های محصول

خانه

فهرست

یک حساب کاربری رایگان برای ذخیره آیتم‌های محبوب ایجاد کنید.

ورود به سیستم

یک حساب کاربری رایگان برای استفاده از لیست علاقه مندی ها ایجاد کنید.

ورود به سیستم