برای محصولات بیشتر کلیک کنید.
هیچ محصولی پیدا نشد.

تعزیه دریا

کتاب تعزیه دریا خاطرات حدیثه نوبخت همسر شهید مدافع حرم سید جواد اسدی است که به کوشش همرزمش مصیب معصومیان توسط انتشارات شهید کاظمی به چاپ رسیده است سیدجواد در سوریه و در منطقه خان طومان به شهادت رسیده اند .

ادامه مطلب
12,000 تومان
ناموجود
پس از موجود شدن محصول خبرم کن
دوست داشتن0
افزودن به فهرست علاقه‌مندی‌ها
محصولات مرتبط
توضیحات

شهید عزیز سیدجواد اسدی که با زبان نوحه سرایی و عمل جهادی در راه خدا ، وارد صحنه نبرد با تکفیری ها شد و طبق رویای صادق های که مادر بزرگوارش دیده بود در حماسه مقاومت خان طومان ، شهادت را به آغوش کشید و پیکر مطهرش پس از حدود ۳۵ ماه به دامان خانواده بازگشت و با عطر جهادی اش ، استان و شهر و محله را تطهیر کرد .

کتاب تعزیه دریا به کوشش مصیب معصومیان که خود از یادگاران هشت سال دفاع مقدس و همچینین از رزمندگان مدافع حرم و برادر شهید نیز هست ، به نگارش درآمده است .

کتاب تعزیه دریا از زبان همسر شهید اینگونه آغاز می شود

او از دیار طراوت و سرسبزی و جنگل های شمال بود و من از دیار دریا و ساحل و موج ها . او زاده ی شبنم و برگ ها و شکوفه ها ، و من از عشیره آب و بی کرانگی خزر . او سید جواد و من حدیثه . دختری که حتی فکرش را هم نمی کرد روزی به استقبال شمالی ترین نسیم برود .

در بخشی از خاطرات این شهید بزرگوار می خوانید :

عروج به ملکوت

هر بار بعد از صحبتم با سید خدا را شکر می کردم و می گفتم : الحمالله امروز هم زنده ماند و شهید نشد .

تا روز سی و سوم روز چهارشنبه ، حوالی ساعت 3 بعد از نیمه شب تماس گرفت . داشتم دعای عهد گوش می دادم . این روزها دیگر مال خودم نبودم . هر روز که می گذشت حالم وخیم تر می شد . صدایم از گریه در نمی آمد . انگار گلویم زخمی شده بود . آن شب همسایه مان پیش من بود . تا صدایم را شنید پرسید : گریه کردی ؟ گفتم : نه ! گفت : چرا گریه می کنی ؟ با همه حجم زخمی صدایم گفتم : فقط بیا ! فقط بیا سید ، فقط بیا ...

- تنهایی ؟

+ نه حاج خانم پیش منه !

- آخه پیش پیرزن دل شکسته چرا گریه می کنی ؟

+ تو میگی چکار کنم ؟

- سید احمد کو ؟

+ امشب پیش مامان ایناس ، تو کی میای ؟

- زیادش رفت و یکمش موند ، چیزی نمونده ! ان شالله یک هفته دیگه میایم !

+ چه خبر حالت چطوره ؟

- خوبم ، زنگ زدم باهات حرف بزنم ...

یکهو صدای بیسیمش بلند شد . خودم به وضوح شنیدم که از پشت بی سیم صدایش زدند . گفت : من باید برم مواظب خودتون باشید ، بعدا زنگ می زنم ! گوشی قطع شد اما گریه من قطع نشد .

ادامه مطلب
جزئیات محصول

مشخصات

موضوع
خاطرات همسر شهید مدافع حرم سید جواد اسدی
مولف
مصیب معصومیان
انتشارات
شهید کاظمی
تعداد صفحات
109
شابک
9786226609388
وزن
154
شماره کتاب شناسی ملی
5772533
قطع
رقعی
نظرات
بدون نظر

تنظیمات

اشتراک گذاری

فهرست

یک حساب کاربری رایگان برای ذخیره آیتم‌های محبوب ایجاد کنید.

ورود به سیستم

یک حساب کاربری رایگان برای استفاده از لیست علاقه مندی ها ایجاد کنید.

ورود به سیستم