برای محصولات بیشتر کلیک کنید.
هیچ محصولی پیدا نشد.

راض بابا

کتاب راض بابا درباره خاطرات شهیده راضیه کشاورز ، که با مصاحبه های خانم فریبا ثاقی و نویسندگی خانم طاهره کوه کن به نگارش در آمده است و روایت زندگی دختر 16 ساله ی شیرازی به اسم راضیه از زبان خانواده و دوستان این شهیده برای شناختن آن بزگوار است که ایشان بر اثر بمب گذاری سال 1387 در حسینیه کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز به شهادت رسیدند .

ادامه مطلب
25,000 تومان
Size chart
Women's clothing size
SizeXSSML
Euro 32/34 36 38 40
USA 0/2 4 6 8
Bust(in) 31-32 33 34 36
Bust(cm) 80.5-82.5 84.5 87 92
Waist(in) 24-25 26 27 29
Waist(cm) 62.5-64.5 66.5 69 74
Hips(in) 34-35 36 37 39
Hips(cm) 87.5-89.5 91.5 94 99
How To Measure Your Bust

With your arms relaxed at your sides, measure around the fullest part of your chest.

How To Measure Your Waist

Measure around the narrowest part of your natural waist, generally around the belly button. To ensure a comfortable fit, keep one finger between the measuring tape and your body.

موجود است
دوست داشتن0
اضافه به مقایسه0
افزودن به فهرست علاقه‌مندی‌ها
محصولات مرتبط
موردی یافت نشد
توضیحات

خاطره از پدر شهیده بوانید با عنوان بابای دل شکسته ات رو ببخش :

انگشت پاهایش از پارچه سفیدی که رویش انداخته بودند بیرون زده بود و دو انگشت شصتش کبود شده بود . پایین تخت ایستادم و به انگشتانش دست کشیدم . بغض امانم را بریده بود .

- خدایا ! اگه شصتش رو قطع کنن چه خاکی به سرم کنم ؟

نمی توانستم فکر کنم چیزی از بدنش کم شود . خم شدم و آرام گقتم : راض بابا تو قرار بود رئیس بیمارستان بشی حالا خودت خوابیدی روی تخت ؟!

بعضی وقت ها موقع درس خواندن سر به سرش می گذاشتم . یکی از شب ها وقتی در اتاق تا دیر وقت پای میز تحریر نشسته بود و تست می زد ، چراغ سالن را خاموش کردم و کنار در اتاقش ایستادم .

- بابا راضیه دیروقته . دیگه بسه درس خوندن . چشمات ضعیف می شه . بگیر بخواب .

سرش را برگرداند و گفت : چند تا تست دیگه بزنم بعد می خوابم .

وارد اتاق شدم . کنارش ایستادم و دستم را روی شانه اش گذاشتم .

- می گم بابا ... این قدر درس می خونی ان شالله می خوای چیکاره بشی ؟

سرش را به چپ و راست تکان داد و با ناز گفت : می خوام جراح قلب بشم و بیمارستان بزنم .

کتاب تستش را جلوی خودم کشیدم و به خطوطش خیره شدم . ابروهایم را درهم کردم و با لحنی جدی گفتم : حالا راضیه اومد یه جوونی قلبش ناراحت بود و تو قلبش رو عمل کردی . دکتر بعد از عمل باید بره بالای سر مریضش . اون جوون وقتی یه خانم دکتری مثل تو ببینه دوباره که قلبش می گیره .

نگاهش کردملش را ببینم . سگرمه هایش را در هم کرد .

- بابا ؟! چرا از این حرفا به من می زنی ؟

خندیدم به سینه ام چسباندمش و پیشانی اش را بوسیدم .

- توی بیمارستان من رو به عنوان آبدارچی قبول می کنی ؟

دستم را گرفت و بوسید .

- اختیار دارین . همه کاره بیمارستان شما و مامانی هستین .

چه آرزوهایی برایش داشتم و خودش چه آرزوهای قشنگی داشت ...

صفحه 63

ادامه مطلب
جزئیات محصول

مشخصات

موضوع
شهیدان زن ایران شهیدان ترور
مولف
طاهره کوه کن
انتشارات
شهید کاظمی
تعداد صفحات
118
شابک
9786008857761
وزن
149 گرم
جلد
شومیز
شماره کتاب شناسی ملی
5471104
قطع
رقعی
نظرات
بدون نظر

خانه

فهرست

یک حساب کاربری رایگان برای ذخیره آیتم‌های محبوب ایجاد کنید.

ورود به سیستم

یک حساب کاربری رایگان برای استفاده از لیست علاقه مندی ها ایجاد کنید.

ورود به سیستم