راض بابا

کتاب راض بابا درباره خاطرات شهیده راضیه کشاورز ، که با مصاحبه های خانم فریبا ثاقی و نویسندگی خانم طاهره کوه کن به نگارش در آمده است و روایت زندگی دختر 16 ساله ی شیرازی به اسم راضیه از زبان خانواده و دوستان این شهیده برای شناختن آن بزگوار است که ایشان بر اثر بمب گذاری سال 1387 در حسینیه کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز به شهادت رسیدند .
موجود شد خبرم کن !
نا موجود
120,000 ریال

خاطره از پدر شهیده بوانید با عنوان بابای دل شکسته ات رو ببخش :

انگشت پاهایش از پارچه سفیدی که رویش انداخته بودند بیرون زده بود و دو انگشت شصتش کبود شده بود . پایین تخت ایستادم و به انگشتانش دست کشیدم . بغض امانم را بریده بود .

- خدایا ! اگه شصتش رو قطع کنن چه خاکی به سرم کنم ؟

نمی توانستم فکر کنم چیزی از بدنش کم شود . خم شدم و آرام گقتم : راض بابا تو قرار بود رئیس بیمارستان بشی حالا خودت خوابیدی روی تخت ؟!

بعضی وقت ها موقع درس خواندن سر به سرش می گذاشتم . یکی از شب ها وقتی در اتاق تا دیر وقت پای میز تحریر نشسته بود و تست می زد ، چراغ سالن را خاموش کردم و کنار در اتاقش ایستادم .

- بابا راضیه دیروقته . دیگه بسه درس خوندن . چشمات ضعیف می شه . بگیر بخواب .

سرش را برگرداند و گفت : چند تا تست دیگه بزنم بعد می خوابم .

وارد اتاق شدم . کنارش ایستادم و دستم را روی شانه اش گذاشتم .

- می گم بابا ... این قدر درس می خونی ان شالله می خوای چیکاره بشی ؟

سرش را به چپ و راست تکان داد و با ناز گفت : می خوام جراح قلب بشم و بیمارستان بزنم .

کتاب تستش را جلوی خودم کشیدم و به خطوطش خیره شدم . ابروهایم را درهم کردم و با لحنی جدی گفتم : حالا راضیه اومد یه جوونی قلبش ناراحت بود و تو قلبش رو عمل کردی . دکتر بعد از عمل باید بره بالای سر مریضش . اون جوون وقتی یه خانم دکتری مثل تو ببینه دوباره که قلبش می گیره .

نگاهش کردملش را ببینم . سگرمه هایش را در هم کرد .

- بابا ؟! چرا از این حرفا به من می زنی ؟

خندیدم به سینه ام چسباندمش و پیشانی اش را بوسیدم .

- توی بیمارستان من رو به عنوان آبدارچی قبول می کنی ؟

دستم را گرفت و بوسید .

- اختیار دارین . همه کاره بیمارستان شما و مامانی هستین .

چه آرزوهایی برایش داشتم و خودش چه آرزوهای قشنگی داشت ...

صفحه 63

سایر مشخصات محصول

وزن : 149 گرم
شابک : 9786008857761
مولف : طاهره کوه کن
انتشارات : شهید کاظمی
تعداد صفحات : 118
موضوع : شهیدان زن ایران شهیدان ترور
جلد : شومیز
شماره کتاب شناسی ملی : 5471104
قطع : رقعی
هیچ نظری ارسال نشده

برچسب ها