برای محصولات بیشتر کلیک کنید.
هیچ محصولی پیدا نشد.

رستخیز

کتاب رستخیز 

بیست و چهار روایت از روضه هایی که زندگی می کنیم . این کتاب روایت کرامت ها شفا و معجزه های بزرگ نیست . شرح زنده شدن ذره ای از درون انسان در فراخوان هر ساله ی محرم است . رستخیز ماجرای جست و جو گرانی ست که میان دیوار پوش های سیاه ، پرچم های سرخ و کتیبه های سفید به خرده ای اندیشه اندکی شهود یا تغییری کوچک رسیده اند .

ادامه مطلب
24,000 تومان
Size chart
Women's clothing size
SizeXSSML
Euro 32/34 36 38 40
USA 0/2 4 6 8
Bust(in) 31-32 33 34 36
Bust(cm) 80.5-82.5 84.5 87 92
Waist(in) 24-25 26 27 29
Waist(cm) 62.5-64.5 66.5 69 74
Hips(in) 34-35 36 37 39
Hips(cm) 87.5-89.5 91.5 94 99
How To Measure Your Bust

With your arms relaxed at your sides, measure around the fullest part of your chest.

How To Measure Your Waist

Measure around the narrowest part of your natural waist, generally around the belly button. To ensure a comfortable fit, keep one finger between the measuring tape and your body.

موجود است
دوست داشتن0
اضافه به مقایسه0
افزودن به فهرست علاقه‌مندی‌ها
محصولات مرتبط
توضیحات

کتاب رستخیز بیست و چهار روایت از روضه هایی که زندگی می کنیم . این کتاب روایت کرامت ها شفا و معجزه های بزرگ نیست . شرح زنده شدن ذره ای از درون انسان در فراخوان هر ساله ی محرم است . رستخیز ماجرای جست و جو گرانی ست که میان دیوار پوش های سیاه ، پرچم های سرخ و کتیبه های سفید به خرده ای اندیشه اندکی شهود یا تغییری کوچک رسیده اند .

با هم بخوانی قسمتی از این اتفاق ها که نسبتی با رخداد سال 61 هجری دارند :

شیشه ی شمر 

روایت پنجم : غلامرضا طریقی 

مش فاطمه زن مش عبدالله که همان دم در اتاق ایستاده بود و به تعارف مادرم داخل نیامده بود آدم مهربانی به نظر می رسید . دست کم از پشت چادر گل گلی ننه نجیبه . حالا مادرم هم به احترامش دم در ایستاده بود و داشت عذرخواهی می کرد . خداخدا می کردم که مش فاطمه قبول کند من پسر خوبی هستم و به عمرم از این کارها نکردم و زودتر برود . چند دقیقه بعد بالاخره ماجرا با عذرخواهی و تعارف ختم به خیر شد و مش فاطمه از همان جا با ننه نجیبه که مریض بود و نمیتوانست از جایش بلند شود خداحافظی کرد و رفت . مادربزرگ راست می گفت . من سابقه ی شلوغ کاری نداشتم . باعث و بانی این دردسرها چیزی بود که اصغر تنها پسر عمه م گفت .

همه ی اقوام پدری من در روستای آبا و اجدادی شان سجاس زندگی می کردند . 

هر سال شب تاسوعا پدر که از اداره بر می گشت راه می افتادیم به طرف روستا .

***

گیج بودم که اصغر گفت بیا بدویم از بغلش رد بشیم . وبلافاصله خودش دوید . من هم بی اختیار دویدم . از بغل شمر رد می شدم از کنار بقچه قیافه اش را دیدم . درجا خشکم زد. باورم نمی شد . عبدالله شمر همان مش عبدالله بود . همسایه روبروی پدربزرگ . بقالی که هر روز از او خوراکی می خریدیم .

مات و مبهوت همان جا ایستاده بودم که اصغر برگشت . او هم مثل من شوکه شده بود . چند لحظه ای نگاهم کرد و با بغض گفت بیا بریم شیشه مغازه ش رو بشکنیم ...

ادامه مطلب
جزئیات محصول

مشخصات

موضوع
داستان های کوتاه فارسی
مولف
مجموعه نویسندگان
انتشارات
اطراف
تعداد صفحات
212
شابک
9786226194075
وزن
300 گرم
شماره کتاب شناسی ملی
5312877
نظرات
بدون نظر
برچسب های محصول

خانه

فهرست

یک حساب کاربری رایگان برای ذخیره آیتم‌های محبوب ایجاد کنید.

ورود به سیستم

یک حساب کاربری رایگان برای استفاده از لیست علاقه مندی ها ایجاد کنید.

ورود به سیستم