7 رای   - 

شب صورتی

کتاب شب صورتی نوشته مظفر سالاری که قصه دل مشغولی‌ های یک نوجوان است و در آن از چاشنی عشق هم استفاده شده است که نوجوان قصه سعی دارد آن را مدیریت کند . فضا و موقعیت جغرافیایی‌ رمان مربوط به یزد است و برای نوجوانان به نگارش در آمده است .  
موجود
300,000 ریال

ارسال رایگان
ارسال رایگان
سفارشات بیش از 150 هزار تومان
ضمانت اصل بودن
ضمانت اصل بودن
ضمانت اصل بودن تمامی محصولات
7 روز زمانت تعویض
7 روز زمانت تعویض
ضمانت تعویض در صورت معیوب بودن

کتاب شب صورتی داستان جذابی از نویسنده رمان های پر فروش رویای نیمه شب و دعبل و زلفا است .

مظفر سالاری به دنبال نوشتن رمان دینی است و این را با نگارش آثار خود به اثبات رسانده است . دغدغه اصلی نویسنده یک هدف متعالی دینی است . برخی نویسندگان به طور کامل در خدمت مخاطب هستند ، یعنی براساس سلیقه مخاطب عمل می‌کنند ، اما نویسنده کتاب شب صورتی از ادبیات داستانی به عنوان ابزاری برای نمایش و ترویج اهداف متعال دینی استفاده می‌کند . از این رو خود را اسیر حاشیه‌ها نمی‌کند .

عشق نوجوانانه در این رمان وجود دارد که سعی دارد به نوعی آن را مدیریت کند . در این کتاب یک روحانی دوست‌داشتنی به نام آسید محمدعلی وجود دارد که با نوجوان قصه دوست می‌شود و به او می‌آموزد که چطور عشق خود را مدیریت کند .

از آنجا که پدربزرگ سینا - پسر نوجوان قصه - با پدرش روابط تیره و تاری دارد ، و شخصیت نوجوان قصه سعی دارد در این میان الفت و دوستی برقرار کند ، می‌توان این کتاب را اثری درباره دوستی ، احترام به بزرگتر‌ها دانست که یزد و ارزش‌هایی که در این جغرافیا مطرح است را نیز معرفی کرده است .

در صفحه 65 کتاب می خوانید :

سینا هر چه کرد نتوانست بگوید عاشق شده . به نظر خودش عاشق شدن اتفاقی نادر و از روی بی برنامگی بود . می توانست به چشم بزرگترها ناپسند و ناشایست بیاید . حوصله نصیحت و سرزنش نداشت . کاری نکرده بود . کاری نمی تواستند برایش بکنند . ناچار گفت : هفته بدی بود شنبه آقاصفدر اومد مدرسه . خیال می کرد من ماشینشو خط خطی کردم . یک شنبه نتونستم نماینده کلاس بشم . خیال می کردم بچه ها خیلی قبولم دارن . زینلی با یه رای بیشتر انتخاب شد . دوشنبه از تیم فوتبال مدرسه خط خوردم . از کلاس یازدهمی ها فقط زینلی رو گرفتن . سه شنبه احسان تو امتحان فیزیک ازم پیش افتاد تو همون درسی که من همیشه سر بودم و بهش یاد می دادم .

آنچه گفته بود راست بود هرچند زمان شان را پس و پیش کرده بود و ناخوشی اش ربطی به آن ها نداشت .

پدر گفت : از زینلی بگو لابد درشت تر از بقیه بچه های کلاسه نه ؟

ناراحت بود که پدرش را فریب داده آن هم برای کمک به او پیش قدم شده بود .

- درسش که تعریفی نداره ولی فوتبالش خوبه قدبلنده .

- چرا بچه ها برای نمایندگی کلاس به اون رای بیشتری دادن ؟ چه محبوبیتی داره ؟

- کاپیتان کلاسه . باباش راننده مینی بوسه . خوب بلده جار و جنجال راه بندازه . کتابای پلیسی زیاد می خونه . خیال می کنه کارآگاهه . من گفتم با مدیر صحبت می کنم و کلاس تقویتی راه می اندازم و یه سفر کلاسو می برم اردو . اون گفت علاوه بر اینا بچه ها رو می بره سینما و موزه و استخر و کیش . اونا هم که بهش رای ندادن می دونستن خالی بنده . آخه چطور می خواد بچه ها رو ببره کیش ؟ لابد با مینی بوس باباش !

- دوست ندارم درباره کسی که از تو موفق تر بوده این جوری حرف بزنی . به تبلیغات خوب نباید گفت جار و جنجال . از کجا معلوم ؟ شاید به قولش عمل کنه . حالا چی شد فیزیکو خراب کردی؟

- خراب که نه اون طوری که می خواستم نشد . درگیر همین فکرها بودم دیگه .

- هنوزم درگیری ؟

- اوهوم !

- آقاصفدر تهدیدت کرد ؟

- نه فهمید کار من نبوده .

- چرا بهت شک کرد ؟

- توی زمین بازی می کردیم . توپ خورد به ماشینش . اومد توپمو پاره کرد . لابد فکر کرده خواسته م انتقام بگیرم .

- به زینلی حسادت نمی کنی ؟

سینا خندید .

- نه حتی یه سر سوزن !

هر دو خندیدند و سینا خوشحال بود که پدرش نتوانسته سرنخی بدست آورد .

سایر مشخصات محصول

وزن : 425 گرم
شابک : 9789645318787
مولف : مظفر سالاری
انتشارات : معارف
تعداد صفحات : 388
موضوع : داستان فارسی قرن 14 رمان برای نوجوان
جلد : شومیز
شماره کتاب شناسی ملی : 5568388
قطع : رقعی
هیچ نظری ارسال نشده

برچسب ها