برای محصولات بیشتر کلیک کنید.
هیچ محصولی پیدا نشد.

نمی توانست زنده بماند

در راه برگشت، رفتیم قم و سری هم به خانواده آقا حمید که تازه شهید شده بود زدیم. بعد که راه افتادیم، سر صحبت را با او باز کردم و پرسیدم: "راستی آقا مهدی، جریان چی بود، ما شب تا صبح رانندگی کردیم و اومدیم تهران فقط برای یه دیدار 20 دقیقه ای؟ با کی دیدار داشتین؟" گفت: "رفتم آقای خامنه ای رو دیدم." گفتم: "کاری داشتین؟" گفت: "مدتی قبل امام (ره) در یکی از صحبتهاشون فرمودند کسانی که با ارتش هماهنگی و همکاری نداشته باشند، این شرعا تخلف محسوب میشه. رفتم از آقای خامنه ای بپرسم که اگه قبل از این حکم، کم کاری هایی شده باشه مسئله اش چی می‌شه؟ ...

ادامه مطلب
11,000 تومان
ناموجود
پس از موجود شدن محصول خبرم کن
دوست داشتن0
افزودن به فهرست علاقه‌مندی‌ها
محصولات مرتبط
توضیحات

آقا مهدی زمانی که شهردار ارومیه بود ، هیچ وقت حقوقی دریافت نکرد . بعد از اینکه شهرداری را ترک کرد ، نه تنها طلب کار نبود ، بلکه مبلغ سی هزار تومان هم به شهرداری بدهکار بود .

علت آن هم این بود که هر کس تقاضایی می کرد ، آقا مهدی پای نامه ی او مرقوم می کرد :«امور مالی ،لطفاً مبلغ فوق از حقوق اینجانب به ایشان پرداخت شود .» بعد از آمدنش به سپاه به او گفتم : تو که شهردار بودی و اختیارات لازم رو داشتی ، چرا از حقوق خودت به افراد می دادی؟ بعد گفتم:« اگه اجازه بدی، حقوقت رو حساب کنیم تا بری از حسابداری بگیری.»گفت: «نه ، لازم نیست.من حقوقم رو گرفتم»منظورش حقوقی بود که از سپاه گرفته بود، همان ماهی هفتصد تومان.

ادامه مطلب
جزئیات محصول

مشخصات

موضوع
خاطراتی از شهید مهدی باکری
مولف
علی اکبری
انتشارات
یا زهرا (س)
تعداد صفحات
111
شابک
978-600-6274-24-9
شماره کتاب شناسی ملی :
2389685
نظرات
بدون نظر

تنظیمات

اشتراک گذاری

فهرست

یک حساب کاربری رایگان برای ذخیره آیتم‌های محبوب ایجاد کنید.

ورود به سیستم

یک حساب کاربری رایگان برای استفاده از لیست علاقه مندی ها ایجاد کنید.

ورود به سیستم