1 رای   - 

پس از بیست سال

کتاب پس از بیست سال اثر سلمان کدیور است که برشی از تاریخ را در قالب رمانی تاریخی مذهبی در 750 صفحه طی چهار سال نوشته است . این کتاب جریاناتی از صدر اسلام تا پس از واقعه عاشورا را با توصیفاتی جذاب و گیرا از شرایط محیطی آن زمان برای مخاطب بیان می کند . راوی این رمان همچون رمان های تاریخی از دیدگاه دانای کل است . سلیم آقازاده ای در جوار معاویه است و کنجکاو عدالتخواهی ابوذر می شود و از این طریق...
موجود
950,000 ریال
تخفیف 200,000 ریال
750,000 ریال

رمان پس از بیست سال هم ؛ برداشت سلمان کدیور از تاریخ امیرالمومنین و شخصیت ها و جریان های فکری ماجرای صفین است ؛ این کتاب ، یک کتاب تاریخی صرف نیست ، بستر کار تاریخی است اما این اثر یک رمان و کتاب ادبی است .

نویسنده کتاب دست تخیل را درون گیسوان تاریخی دینی بردن و جسم و روح آن تاریخ را سالم نگاه داشتن از سخت کارهایی است که یک نویسنده می تواند شهامت انجامش را به جان بخرد . بر همین منطق و مقدمه رمان « پس از بیست سال » را میتوان از آثار موفق اخیر در زمینه ادبیات داستانی دانست . رمانی تاریخی که در بستر زمانی دوران خلافت معاویه و مبارزات ابوذر با وی آغاز می شود و تا دوره جنگ صفین نیز ادامه می یابد و مرحله به مرحله بر مدار توصیف یک اسلام به یغما رفته ایده پردازی می کند .

پس از بیست سال شرح روایی شخصیتی به نام « سلیم بن هشام » است که بعنوان آقازاده ای مشهور و معتبر در جوار معاویه زیست می کند و کنجکاو « عدالتخواهی » ابوذر می گردد و همین نهیب ها به روند اتفاقات جاری در داستان کمک می کند . 

همچنین روایت « پس از بیست سال » از شخصیت حضرت امیر ( ع ) نیز نه روایتی بر مبنای کرامات که دامنه مخاطب شیعه را صرفا جذب خود نماید که روایتی شکل گرفته بر مبنای استانداردهای یک حاکم عادل بوده است که می تواند برای هر انسانی با هر اندیشه و مذهبی جذاب به نظر آید . ذات پرسشگر و مردد « سلیم بن هشام » خود باعث می شود تا معرفی حضرت در میان فضای غبارآلود ایام صفین صورت گیرد و همین امر کمک می کند تا روایت ها و توصیفات آسمانی از امیرالمومنین ( ع ) جای خود را به شرحی زمینی از حاکمی دهد که دو عنصر عدالت و آگاهی بخشی به تصمیمات فردی او جهت می دهد .

صفحه ای از کتاب را بخوانید :

سلیم در حالی که بر شن زارهای تب دار صحرا ف تاریکی شب را می شکافت ، به همراه دو فرزند مسلحش به دیدار برادرش رفت . چند ساعت پیش بود که پیکی از سوی او به خیمه گاه آمد و درخواست ملاقات کرده بود . از اخرین باری که یکدیگر را دیده بودند ، بیش از بیست سال می گذشت ؛ در میدان نبردی سخت و دهشتناک ، که از زمین و اسمان شمشیر و نیزه و خون می بارید ، روی سینه اش نشسته بود تا سر از بدنش جدا کند . و پس از آن فقط نام و آوازه اش را در دربار معاویه شنیده بود . و حال سرنوشت دوباره آن دو را رو در روی یکدیگر قرار داده بود این بار نه در قلب سرزمین شام بلکه در مرکز عراق سرزمین کربلا . و تا این نام از ذهنش عبور کرد دلش لرزید و جانش به تکاپو افتاد . صدای غمگین علی را شنید که هنوز از چهار سوی بیابان بر می خاست و در ابدیت ادامه می یافت . روزی که در همین صحرا و همین بیابان نگران و مشوش از اسب به زیر آمد و خطاب به رفیق دیرینش عمار گفت : " این جا کجاست ابویقظان ؟ "

پیرمرد پاسخ داد : " به این سرزمین کربلا می گویند . "

و آه از نهاد علی برخاست : " آه ... کربلا ... سرزمین سختی و بلا . "

سپس در حالی که مشتش را که از خاک پر شده بود در مسیر باد رها می کرد ، گفت : " خوشا به حال تو ای خاک پاک ، در قیامت گروهی از تو محشور می شوند که بی حساب به بهشت در آیند . به خدا سوگند که این جا همان جاست . "

مالک اشتر گفت : " این جا کجاست یا امیرالمومنین ؟ "

" این جا سرزمینی است که بزرگی از آل محمد در آن فرود خواهد آمد . "

سایر مشخصات محصول

وزن : 576 گرم
شابک : 9786008145707
مولف : سلمان کدیور
انتشارات : شهرستان ادب
تعداد صفحات : 751
موضوع : رمان تاریخی
جلد : شومیز
شماره کتاب شناسی ملی : 5093342
قطع : رقعی
هیچ نظری ارسال نشده